ابو القاسم راز شيرازى

570

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

پيغمبر آخر الزّمان - كه خير الامم [ است ] - مىباشيد و هر امّتى مظهر صفات كماليّه و اخلاق حميده و افعال نبى و رسول خودند ، و شرافت من بر ساير پيغمبران و سيادت بر انبياء و مرسلين گذشته بر شما ظاهر است ، چرا شما عاجز باشيد از اظهار صفت عفو مثل پيشينيان ؟ ! و حال‌آنكه به حكم اشرفيّت ، مىبايد بهتر از ايشان در اخلاق باشيد . و اين كلام نيز اشاره به آن است كه اجزاء كه امّتند ، بايد تابع كلّ خود در كمالات و اخلاق باشند ، تا آنكه به كمال مرتبهء خود فايز گردند ؛ و اگر متابعت اصل و كلّ خود را ننمايند ، از اصل خود منقطع و مرده گردند ؛ چه ، اصل و كلّ ، به منزلهء رأس است و اجزاء ، به مثابهء اعضاء ؛ و هرگاه اعضا از سر منقطع شوند ، ازهاق « 30 » روح از آنها شود و مرده و ناقص مانند : « گفت پيغمبر كه اجزاءِ مَنيد * جُزء را از كُل چرا برمىكَنيد جُزء از كُلْ قطع شد ، بيكار شد * عضو از تن قطع شد ، مُردار شد » « 31 » پس كلمات حضرت امام ص در تمام ابواب اخلاق حسنهء منجيه ، صريح و اشاره است به آنكه طريقهء تهذيب اخلاق ، منحصر است در اقتداء به اهل عصمت ص ، و توسّل به عروةالوثقاى ولايت ايشان . و علاوه بر هدايت آن حضرت دوستان را در تهذيب اخلاق ، ارشاد به طريق محبّت و ولايت و معرفت اين بزرگواران مىفرمايد كه طريقهء مذكوره ، در اين دين ، ركنى است ركين و اصلى است متين و نورى است مبين كه منبع تمام خيرات و معدن جميع حسنات و مدينهء كلّ علوم و معارف و « توحيدات اربعه » « 32 » است . « اعطانا اللّه و ايّاكم

--> ( 30 ) - نابود كردن ( 31 ) - به منهج صفحهء 209 سطرهاى 6 و 7 رجوع شود . ( 32 ) - بزرگان اهل معرفت ، توحيد حضرت بارى تعالى را به چهار مرحله تقسيم كرده‌اند : آثارى ، افعالى ، صفاتى ، ذاتى ؛ و شخص موحّد ، مادام كه به تمامى اين مراتب ، تحقّق حاصل نكند ، به كمال مرتبهء انسانيّه نمىرسد : -